نمایشگاه محرم.
علیرضا پسر خوبم هشتم محرم به نمایشگاه رفتیم شما اونجا بغض کرده بودی چشات پر اشک بود ...
نمایشگاه محرم.
خوردن حلیم نذری در مدرسه.
عزیز دلم زنگ علوم حس چشایی
گل پسرم زنگ علوم مشاهده ی بافت گوجه
مراسم عزاداری در مدرسه
روز اول مدرسه
علیرضای من کلاس اولی شد